سونامی ژاپن

دیروز در سمیناری که در دانشگاه لیهای پنسیلوانیا برگزار می شد بیست دقیقه وقت داشتم که در خصوص سونامی و زلزله 2011 توهوکو ژاپن و رفتار سازه های فولادی در جریان سونامی صحبت کنم. بحث های مختلفی آماده کرده بودم و تقریباً همه طرح شد. نحوه ی ورودِ آب به شهرها، مکانیزم خرابی ساختمانها تحت فشار آب، برخورد آوار به ساختمان ها، آتشِ بعد از سونامی، تجارب زلزله های قبل در ژاپن و ... اما برایم جالب بود که از میان ساختمانهایی که نشان داده شد ، ساختمان سه طبقه زیر بیش از همه بحث ها مورد توجه حاضرین قرار گرفت. امثالِ این ساختمان در منطقه توهوکو هزاران ساختمانِ دیگر بوده است و این تیپ خرابی بسیار رخ داده است ولی این ساختمان که در نزدیکی ساحل شهر مینامی سانریکو قرار دارد یک ویژگی دارد. این ساختمان، محلِ اداره ی مدیریت بحران شهر مینامی سانریکو بوده است و زمانی که زلزله رخ میدهد و سیستم هایِ هشدار، وقوعِ سونامی را اعلام می کنند، افسر مسئول [طبق وظیفه] در پشت بلندگو شروع می کند به گفتن کلمه "سونامی". دقایقی که او مشغول تکرار کلمه "سونامی-سونامی" بوده خودش شاهد رسیدن موجِ آب به داخلِ شهر و نزدیک شدن آب به ساختمانشان بوده ، اما محل کارش را ترک نمی کند و پیوسته در بلندگو فریاد می زند "سونامی-سونامی-سونامی.." . آب به این ساختمان می رسد و ساختمان دستخوش امواجِ سهمگین آب و انبوهِ آوارِ همراه با امواج می شود. ولی همچنان از بلندگوهایِ شهر صدایِ فریادِ سونامی-سونامی تکرار می شود. تا آنکه آب ساختمان را در برمیگیرد و سرانجام صدا خفه می شود. آب از روی سقفِ ساختمان سه طبقه عبور می کند و دیگر صدایی در شهر پخش نمی شود. افسری که این کار را می کند و جانش را بر سر وظیفه اش می نهد دختر ژاپنی بیست و پنج ساله ای بوده که چندگاهی قبل ازدواج کرده بوده. یک تازه عروس. نکته ی این ماجرا این است که یکی از دوربین های شبکه ی ان. اچ. کی. که برفراز کوهِ مجاورِ شهر قرار داشته، ورود سونامی به شهر [واین ماجرا را نیز] فیلمبرداری کرده است. وگرنه ماجرا اگر اینچنین ثبت نشده بود، بسیاری می گفتند این میزان پایبندیِ یک شهروند به وظیفه و شهرش "افسانه" است. دیروز پس از اینکه در جمع اساتیدی از گروه زلزله و سازه دانشگاههای سان دیگو، برکلی، لیهای، بالتیمور و ... این ماجرا را تعریف کردم انتظار نداشتم که این میزان واکنش افراد را بعد از پرزنته ببینم. من همیشه با مهندسان مشکل داشته ام چون اساساً مهندسان را انسانهای کم احساس و متوجه به مبانیِ محاسبات و تولید ارزیابی می کنم اما دیروز یکبار دیگر پس از پنج سال و نیم از آن عصر تلخی که در خرابه های مینامی سانریکو و در کنار این ساختمان گریه خانم های ژاپنی را دیدم، یک بار دیگر با چشمانم دیدم که انسانیت و احترام به روحِ بلندِ فداکاری ، کشور و نژاد و حرفه نمی شناسد . جیمز ریکلز رییس مرکز تحقیقات زلزله اطلس دانشگاه [که نامی آشنا برای بسیاری از مهندسان سازه است] هم بعد از پرزنته ، ابتدا دراین باره سخن گفت. همه کلاه از سر بر می دارند در برابر این قامتِ بلندِ روحِ میکی اِندو (Miki Endo) دختر نحیف و کوتاه قد شهر مینامی سانریکو ژاپن.

بتلهم-پنسیلوانیا؛ 16 آذر 95

پی نوشت. این ساختمان پس از پایانِ آواربرداری، به عنوان سمبل سونامی و نجات، نگهداری شده است.

پی نوشت.2. اگر کسی نگران ورود سونامی ای به شهر و کشورش هست [نه همچون بسیار خارج نشینان] باید که در میانه ی همان شهر پشت بلندگو فریاد سونامی برآورد. اگر کسی دغدغه دارد که فلان سونامی خشک یا تر اخلاقی به میانه خیابانهای شهر رسیده ، باید همانجا و تا پای جان ، بماند و بگوید و آگاهی برساند تا شاید حتی یک "جان" را بتواند نجات بخشد.