تاتامی در ژاپن، اسلحه در آمریکا و...

تاتامی (tatami) کف پوشی حصیر مانند است که در منازل ژاپنی ، نه به عنوان زیرانداز ، که به عنوان پوشش سطح برخی از اتاق ها استفاده می شود. یعنی بجای استفاده از سرامیک یا چوب یا موکت، در بسیاری از خانه های ژاپنی یک یا دو اتاق، با کف پوش تاتامی وجود دارد. تاتامی به طور سنتی از کاه برنج ساخته می‌شود. ابعادِ تاتامی واحدی است که برخی از اندازه‌ها و مفاهیم مربوطه را به همراه دارد. به عنوان مثال اتاق چهار تاتامی برای یک فرد مجرد و شش تاتامی برای یک زوج کافی می‌باشد. در ابتدای ورود به ژاپن زمانی که وارد یک ساختمان مدرن و مهندسی ساز می شوی و می بینی که کف برخی از اتاق ها بجای سرامیک و سنگ و موکت و... حصیر هست، بسیار احساس خوبی به همراه دارد؛ خصوصاً اینکه تاتامی بویِ خاص خود را هم به همراه دارد و باعث می شود که احساسِ حضور در طبیعت با تو همراه شود.

اما ماجرای تاتامی در منازل ژاپنی از کجاست؟ زندگی در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به نحو چشمگیری تغییر می کند و در اصطلاح غربی تر می شود. ترکیبی از عناصر ژاپنی و غربی در زمینه های غذایی، پوشاک و مسکن در کشور رایج می شود. در مقطعی از زمان تلاش می شود تا مؤلفه هایی از زندگی سنتی و باستانی ژاپنی حفظ شود. در همین راستا در حوزه معماری ، خانه های ژاپنی به نحوی ساخته می شوند که آمیزه ای از قدیم و جدید را در بر داشته باشند. بیشتر منازل در ژاپنِ پیش از جنگ دارای ساختاری از چوب با بامهایی از پوشش سفال بود و تقریباً تمامی اتاق ها با پوششِ تاتامی، مفروش شده بود. در فصل تابستان در ژاپن هوا بسیار گرم و شرجی است. به همین دلیل در گذشته خانه ها را به گونه ای می ساختند که نسیم بتواند از داخل آنها عبور کند. اتاق ها معمولاً دارای درها و پنجره های کشویی بودند. با برداشتن این درها و پنجره ها می توان دو اتاق کوچک تر را به یک اتاق بزرگ تر تبدیل کرد. خانه های جدید بیشتر از فولاد، بتون و چوب ساخته می شوند. ساختمان های مسکونی امروزه عموماً اتاق هایی به سبک غربی با کف های چوبی دارند. لذا امروزه در یک خانه ژاپنی، کفِ کفش کن یا گنکان (genkan) ، راهروها و آشپزخانه چوبی است در حالی که برای پایبندی به سنت گذشته ها، عمدتاً کفِ سایر اتاقها (یا حداقل یک اتاق) با فرش های حصیری یا تاتامی مفروش می شود.

تا اینجایِ کار خیلی خوب است. تاتامی هم نمادی است از فرهنگِ گذشتۀ ژاپنی و هم همراه آور بویِ طبیعت و مزارعِ برنج. اما این تاتامی ها مایه ی دردسرهای بسیاری هم هستند. به دلیلِ رطوبتِ هوای ژاپن، بعضاً حشرات کوچکی در آنها تولید مثل می کنند که می تواند باعث بروز آلرژی جدی در برخی از افراد شود و رها شدن از دست آلرژی و این حشرات مستلزم تزریق پیوسته ی سمّ به درون تاتامی یا عوض کردن تاتامی پس از دوسه سال و خرید تاتامی های جدید می باشد. بعد از مدتی که ترکیب آلرژی با آسمِ ناشی از رطوبتِ هوا برایم باعث شرایط تنفسی وحشتناکی شده بود و کلافه از تنگی نفس به دکترها می گفتم، «با اینهمه دردسر هایش چرا همچنان تاتامی می کنند کف اتاق ها رو؟» عمدتا جواب می شنیدم که: تاتامی بخشی از فرهنگِ سنّتیِ ژاپنی است.

شبِ کریسمس امسال برای شام میهمان خانوادۀ مهربانی درشهر هُلت میشیگان بودیم. عروس ها، نوه ها، فرزندان و یکی از والدینِ زوجی که ما را دعوت کرده بودند بر گردِ میز ، حضور چهارنسل آمریکایی در کنارِیکدیگر در آستانۀ تعطیلاتِ سال جدید بود. حرفها به این سو و آن سو رفت تا اینکه بحث به سلاح و اسلحه در آمریکا رسید. ناگهان پدر خانواده که تا آن زمان با مهربانی و گرمی ازین در و آن در سخن میگفت با عصبانیت گفت: دیدید که نزدیک بود سیاستمداران کم فکر و بی مایه این بخش از هویت آمریکایی را از ما بستانند؟! نزدیک بود کار به حدی در این مملکت خراب شود که قوانین محدودیت سلاح هم وضع شود... و ازین دست صحبت ها. تعجب در چهره من را که دیدند پدر و پسر خانواده توضیح دادند که: سلاح در آمریکا از ابتدا قرار بوده که در دستِ مردمان باشد و این از اصول مترقی کشور آمریکاست. اسلحه یعنی «زور» و قدرت، و سلاح نباید فقط در دستِ دولت باشد، تا که بداند قدرت در دستِ مردم هم، هست و بداند که لازم اگر شد، مردم با زبانِ زوری که در دستشان هست دولت را ادب می کنند(!) و مثال زد که: مثلا فقط در ایالت میشیگان تعداد کسانی که مجوز قانونی شکار(در فصل شکار حیوانات) را دارند از تعدادِ کل پلیسهایِ ایالات متحده بیشتر است. سلاح باید در دست مردم پخش باشد تا که قدرت پخش باشد. این یعنی جلوگیری از تمرکزِ قدرت در دستِ ارتش یا پلیس.

در میانه ی این بحث ها و حرف ها بود که مادر خانواده (که از همکارانمان در دانشگاه است) گفت: مثلا ما فقط در این خانه یازده جور اسلحه ی مختلف داریم.

بحث که به اینجا رسید به یاد تاتامی های ژاپن افتادم و اینکه گاه ملتی ، بخشی از هویتش را گره خورده به اخلاقی/رسمی/سنتی یا مفهومی می پندارد. در آن شرایط کاری مگر می شود کرد؟!

چه بسیار از این تاتامی ها و اخلاق ها و باور ها که در هر کشوری هست و باور عمومی بر این است که اگر از دست رفت ، هویت بر باد رفته . هر سال تعداد زیادی در آمریکا بخاطر قوانین سلاح کشته می شوند. امروز، تنها پنج روز پس از مراسم بزرگداشت کشتار دالاس، سه پلیس دیگر به ضرب گلوله در لوئیزیانا کشته شدند و مطمیناً همچنان بسیاری معتقدند که قانونِ سلاح نباید تغییر کند و "اسلحه باید در دست مردم فراهم باشد".

پ.ن. رادیو ان. پی. آر برنامه ای داشت در خصوص موضوع اسحله. مجری، شهر شیکاگو را مثال زد و می گفت اگر قرار باشد در نقشه شهر شیکاگو نقاطی را که سال گذشته در آن پلیس ناچار به شلیک گلوله شده ، مشخص کنیم باید بر روی نقشه شهر سه هزار نقطه را علامت بزنیم.

پ.ن.2 وب سایت های مختلف آمار و ارقام مختلفی از تعداد کشته های سالیانه ذکر می کنند. این ارقام از بین ده هزار کشته تا چهارده هزار کشته در سال ذکر می شود. رقمی حیرت آور. تقریبا برابر با کشته های حوادث جاده ای.